طواف عشق

به نشان الله

 طواف عشق

 

 

شوط اول

 به نیت " رمی جمرات"  آمده بودند کوفی ها ظهر عاشورا

ح س ی ن (ع) اما آمده بود" تقصیر" کند

"اسماعیل" آب شد از شرمندگی

 

شوط دوم

 موقع رفتن به میدان سبک می پرید.خودش رفت

موقع برگشت به خیمه ســــــــنگین بود .آوردندش

هر تکه اش

یک  "علی" (ع) شده بود

 

شوط سوم

از حول حلیم توی دیگ افتادن شنیده ای؟

از حول چشیدن  "شهادت"  

بندهای کفشش را هم نبست طفلک

 

شوط چهارم

فهماند به همه شان

مردانگی به مرد بودن نیست

به "نامرد نبودن" است

بیایید نامرد ها! دخت علی (ع) شقشقیه می خواند اینجا

"کوفه "ای شده "شام" برای خودش!

 

شوط پنجم

 شیعه "ارکان اربعه" سرش نمی شود

رکن واحد داریم ما:

آبـــــــــــــــــــــــــ

 

شوط ششم

 پرده ی خیمه  را زد کنار آمد بیرون

 شمشیر سنگینی می کرد توی دستش

امام(ع) گفت: به خیمه برش گردانید نباید زمین از خاندان محمد(ص) خالی باشد

آخر همین یک دانه "علی" مانده بود برایش

 "علی" ای  که هرگز نتوانست بجنگد

 

شوط هفتم

رساندن اب مشک میخواهد

رساندن مشک  دست

رساندن دست عباس

انتخاب ساده ای بود

یک تیر و سه نشان:

مشک!

 

 

 

/ 0 نظر / 84 بازدید